سيد محمد دامادى

130

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

كو عنصرى كه بشنود اين شعرِ آبدار * تا خاك بر دهانِ مُجارا بر افكند [ خاقانى ] بر رقعهء نظمِ درى ، قايم منم در شاعرى * با من بقايم عنصرى نردِ مجارا ريخته [ خاقانى ] مرا خود چه باشد زبان آورى * چنين گفت شاهِ سخن عنصرى [ سعدى ] ديوان عنصرى را دكتر سيّد محمّد دبير سياقى ، ويراسته و انتشار داده است . - ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 20 - ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 87 - ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 423 - ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 315 - ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 416 - ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 321 - ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 142 رمى الجمار ؛ رمى ، انداختن چيزى از دست ، رماية ، افكندن ، پرتاب كردن - رمى جمرة ؛ از مناسك حجّ است در نزول منى ، و آن انداختن سنگ در جمرهء عقبه است . جمرة در لغت كومه و تلى از سنگريزه را گويند و در منى ، سه جمره است و يكى از آن‌ها ، جمرهء عقبه است و اين عمل انداختن هفت سنگريزهء جمع آورى شده از حرم است به جمرهء عقبه و بايد رمى ، به جمرة اصابت نمايد [ شرح تبصره علّامه ، ص 228 ، چاپ دانشگاه تهران ] . شوط ؛ گرد گشتن ، طواف كردن ، گرد بر گرد آمدن ه ، طاف بالبيت سبعة أشواط ، يعنى طواف كرد هفت گشت . فى القاموس : « كره جماعة من الفقهاء ان يقال لطوفات الطواف أشواط . [ منتهى الارب ] - ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 161